|
ســـــــو تــــــیــــتـــــر خبرنگار جوان سابق
|
واقعا بعضی اوقات انسان با تمام وجود مات و مبهوت می ماند که به قول معروف دم خروس را با ور کند یا قسم حضرت عباس را ! آقایان از یک طرف داد که چه عرض کنم فریاد ولایت مداری دارند و از طرف دیگر تنها چیزی که در رفتارشان دیده نمی شود تبعیت از فرمایشات آقاست ! با نگاهی کمی بد بینانه می شود گفت که متاسفانه خود خواهی و منفعت طلبی های عده ای به آنجا رسیده که برای رسیدن به اغراض سیاسی خودشان حاضرند آقا را هم وسیله قرار دهند ! حالا دیگر برای همه ما امر مشتبه است که در شرایط موجود کشور تاکید ویژه آقا بر حفظ وحدت و جلوگیری از تخریب عناصر نظام در هر پست و شرایطی است. از طرفی هم اگر از هر کسی بپرسی نظر شما درباره تخریب و تهمت و افترا چیست به زرس قاطع چهره متدینانه به خود می گیرد و با قاطعیت می گوید که حرام است برادر ! اما واویلا بر ما که عملمان ره به بغداد دارد و حرفمان منزل به شام ! خیلی صریح می گویم که خیلی از رفتارهای عناصر ۲ جناح اصول گرای حاضر در انتخابات یعنی جبهه متحد اصول گرایان و جبهه پایداری و به ویژه جبهه پایداری این روزها نه نشانی از حفظ وحدت دارد و نه جلوگیری از تخریب. مصداق این حرف بنده را هم اگر نمی توانید در جلسه های خصوصی و سخنرانی های انتخاباتی آقایان جست و جو کنید می توانید با نگاهی به سایت های آقایان و به طور ویژه سایت رجا نیوز (ارگان جبهه پایداری ) مشاهده کنید. امیدوارم که در این ایام شهادت حضرت زهرا(س) یاد بگیریم که همه ما باید فدای ولایت بشویم ، نه این که ولی بشود وسیله رسیدن ما به خواسته هایمان ... پ . ن: این چند خط دردهایی بود که به یک باره میان وبگردی مجبور به نوشتنم کرد.وگرنه قصد نوشتن نداشتم. درباره "هوالمطلوب" هم حرف هایی دارم که راستش نوشتنش ... !!!!!
[ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 0:53 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
نقش ما در "توليد ملي ؛ حمايت از كار و سرمايه ايراني " "اصلاح الگوي مصرف" ، "همت مضاعف و كار مضاعف" ، "جهاد اقتصادي" و اين بار "توليد ملي ؛ حمايت از كار و سرمايه ايراني" . اين موضوع امروز ديگر براي خيلي از ما به امري بديهي تبديل شده است كه دشمنان نظام اسلامي در فرآيند جنگ نرم بعداز سال ها تلاش در جبهه فرهنگي به خاكريزهاي اقتصادي ما حمله ور شده اند و اين يعني كه مجاهدان انقلابي هم حالا بايد با درايت و توجه بيشتري سنگرهاي اقتصادي كشور را حفظ كنند. حرف هايم درباره رويكرد هاي دشمن در جنگ نرم كمي مفصل است كه امروز قصد اشاره به آن را ندارم. اما نكته هايي در ابتداي سال "توليد ملي ؛ حمايت از كار و سرمايه ايراني " به ذهنم مي رسد كه خدمت دوستان متذكر می شوم. اين كه رهبر انقلاب طي چهار سال پياپي نام گذاري سال ها را به طور مشخص به مقوله اقتصاد اختصاص مي دهند به طور صريح و شفاف از اهميت اين حوزه در شرايط كنوني كشور حكايت دارد و مهم ترين مشخصه براي اثبات موضوعي است كه در ابتداي يادداشت اشاره كردم.(هر چند شعار 5 سال قبل يعني نوآوري و شكوفايي هم تا حد قابل توجهي به مسائل اقتصادي معطوف بود) اما در طول اين سال ها متاسفانه بيش از آن كه جديت در تحقق مطالبات اقتصادي رهبر انقلاب و رفع چالش هاي اقتصادي كشور در ابعاد مختلف مورد توجه قرار گيرد، شاهد تكرار شعار رهبري و به قول سايت تابناك جمله سازي با اين شعارها بوده ایم. درست است كه اقدامات ارزشمند و گوناگوني هم چون هدفمندي يارانه ها – با وجود تمام ضعف هاي اجرايي اش – در اين سال ها اتفاق افتاد ، اما به طور روشن مي توان گفت كه كارهاي انجام شده ، مرتفع كننده نيازهاي موجود نبوده و همين امر باعث تكرار شعارهاي اقتصادي از سوي رهبر انقلاب شده است. اتفاق ديگري كه در اين سال ها افتاده و روند حركتي اصلاح اقتصاد كشور را كند كرده اين است كه همه ما ( ما به معناي مردم ، رسانه ها و مسئولان ) همراه با انجام اقدامات حد اقلي و شعاری برای رفع تکلیف مدام فرياد زده ايم كه فلاني و فلاني بايد فلان كارها را انجام دهند تا مطالبات رهبري محقق شود.اما شايد اگر همين مقدار كه به ديگران توجه داريم، نگاهمان را به سمت خودمان مي چرخانديم و كارهاي خرد و كلان خودمان را اصلاح مي كرديم ، امروز اقتصاد كشور به عنوان سنگري مهم در جبهه نرم حال و روز بسيار بهتري داشت. در ابتداي سال "توليد ملي ؛ حمايت از كار و سرمايه ايراني " هم شايسته است كه همه ما به عنوان جزو كوچك يا بزرگي از جامعه اسلامي شعار رهبري را سر لوحه فعاليت هاي اقتصادي مان قرار دهيم و براي تحقق آن كمربند همت بنديم. با توجه به اين كه اين شعار نسبت به شعارهاي چند سال گذشته به طور مشخص تر و اجرايي تري بيان شده است ، كار براي همه ما هم ساده تر شده و خيلي راحت هر كداممان مي توانيم بفهميم كه چه نقشي در اين زمينه داريم. من و همسر مهربانم در ابتداي اين سال كه سال تشكيل زندگي مشترك ما هم هست ، تصميم گرفتيم تمام وسايل خانه مهرمان را از كالاهاي ساخت داخل تهيه كنيم؛ ان شالله.
برچسبها: توليد ملي ؛ حمايت از كار و سرمايه ايراني, جنگ نرم [ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 12:2 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
اول این خبر 3 پاراگرافی به نقل از بی بی سی فارسی را بخوانید:
مسلما بنده خبرنگار با سوادی نیستم ، اما همیشه با وجود اعتقاد راسخی که به وجود دسیسه های گسترده در بی بی سی داشتم ، این بنگاه خبر پراکنی را یک "رسانه حرفه ای" می دانستم که به اصطلاح ساده با پنبه سر می برد! هر کسی که کمی با سبک های نوین خبر نویسی آشنا باشد و استراتژی های خبری بی بی سی را در مقایسه یک خبر واحد با دیگر رسانه ها بررسی کند خواهد دریافت که چه توطئه های گسترده ای در بنگاه خبری دولت انگلیس در حال وقوع است اما برخی اوقات این استراتژی کثیف خیلی واضح تر مشهود می شود که در حال حاضر قصد بحث درباره آن را ندارم. اما حرف من درباره این خبر که در حال حاضر (زمان نوشتن این مطلب) جزو پر بیننده ترین خبر های سایت بی بی سی است.حتما خودتان با یک بار خواندن این خبر متوجه شدید که در این 3 پاراگراف چند اشتباه فاحش وجود دارد. به نظرم این خبر نمونه جالبی برای نشان دادن ضعف های بزرگ بی بی سی و کمی از سیاست های کثیف این رسانه است. 1- در پاراگراف اول برای تعداد راهپیمایان 22 بهمن در سراسر کشور از عبارت ده ها هزار نفر استفاده شده است . استفاده از این عبارت برای مواقعی صادق است که عدد مورد نظر بین 30 تا 70 هزار نفر باشد . اما آیا به واقع مجموع تعداد راهپیمان در سراسر کشور بین 30 تا 70 هزار نفر بوده است؟ 2- در ادامه خبر بی بی سی عبارت حامیان دولت ایران را برای شرکت کنندگان در راهپیمایی استفاده کرده است . برای همه ما امر مشتبه است که راهپیمایان 22 بهمن نه حامیان دولت که حامیان نظام هستند و بین این دو مفهوم تفاوت های فاحشی وجود دارد. برای این انتخاب چند سناریو می توان تعریف کرد که در حال حاضر اهمیت زیادی ندارد. 3- سومین اشتباه عجیب این خبر اعلام پیروزی انقلاب اسلامی در سال 58 است !! 4- ما جرای نمایش مدل هواپیمای بدون سرنشین را دقیق نمیدانم چیست . اما آن چه به نظر می آید نمایش یک ماکت ساده از بهباد آمریکایی است که قطعا نمی تواند یک مدل یا نمونه کامل باشد و اصلا ارزش خبری خاصی ندارد! 5- در حالی که پیش از این به طور رسمی اعلام شده بود سخنران مراسم 22 بهمن رئیس جمهور است بی بی سی نوشته که انتظار می رود احمدی نژاد در این مراسم سخنرانی کند ! پ . ن : * برای گذاشتن این پست قبل از اینکه به اهمیت ماجرا و ظرفیتش برای یک پست شدن فکر کنم این موضوع به نظرم اومد که امروز دقیقا یک ماهه که هیچ پستی نداشتم ! از همه دوستان همراه که در این مدت هم سراغی از ما می گرفتند سپاسگذارم. * سالگرد پیروزی انقلاب عزیزمون هم بر همه مبارک باشه. برچسبها: بی بی سی, رسانه, خبر [ شنبه 22 بهمن1390 ] [ 16:26 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
آقاي آمانو ! سلام. خواستم نامه ام را با ذكر عنوان حقوقي شما شروع كنم. اما راستش يادم نمي آمد عنوانتان چيست!! كاغذهايم را هي زيرو رو كردم و خواستم با خواندنشان مشكل آلزايمر لحظه اي را رفع كنم . اما چيزي دستگيرم نشد. البته در مجموع تفاوتي ندارد. مامور ويژه آمريكا ، متولي پيگيري حقوق نا حق رژيم غاصب صهيونيستي و هر چيز ديگري كه اسمش را بتوان با "در آژانس بين المللي انرژي اتمي" تركيب كرد. گزارش سراسر بافته تان به دستمان رسيد و خط به خطش را خوانديم . خودتان مي دانيد چه نوشته ايد ، پس خدارا شكر نيازي نيست در اين باره بحثي داشته باشيم . اما راستش دلم براي خودتان و آژانستان مي سوزد ؟! آخر اگر اين طور بخواهيد ادامه دهيد مجبور خواهيد شد آژانس را از وين به شهر ما بياوريد و به جاي مسيرهاي هوايي وين – تهران و فردو و نطنز در خط ترمينال - حرم كار كنيد . تازه اينجا واژه ترمينال راهم نميتوانيد استفاده كنيد! بايد بگوييد پايانه مسافربري! علي ايحال نه اين كه بد باشد خط اينجا ؛ نه! اما به نظرم همان جا براي شما بهتر باشد . آخر به بر و بچ و دوستانتان در خانه سفيد داداش اوبا نزديك تر هستيد.از امام رضا (ع) و عشق و اخلاص و معنويت هم كه چيزي نمي فهميد . فلذا همان جا را بچسبيد و براي حفظ حيثيت آژانستان هم كه شده كمتر به منزل برو بچ برويد! اگر دوستانتان راهم دیدید یادشان بیاورید که چند سال قبل هم شبیه ادعاهای امروزشان غلطی را مرتکب شدند.همین را که بگویید برایشان کافیست. پ. ن : چقدر بده که آدم دلــــش بخواد بنویسه ولی وقـــــت کــــافــــی نداشته باشه و مجبور بشه ایــــن جــــوری بنویسه ! [ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 0:34 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
استدلال مسخره سایت جهان برای تحقیر سران فتنه! چند روز قبل مطلبی را در سایت جهان خواندم که به واقع با خواندنش"حالم گرفته شد" و به فکر فرو رفتم که چرا این دوستان به اصطلاح اصول گرای ما بعضی اوقات اینقدر بی تحلیل و بی فکر می شوند و حرف هایی می زنند که هر انسان عاقلی را می خنداند و هر علاقه مندی را مایوس می کند. این جمله را به نقل از جهان بخوانید : "ركوردزني صفحه فيسبوك يك پسر ۴ ساله سران و فعالان فتنه را تحقیر کرد.ظاهرا کاربران شبکه های اجتماعی که از دروغ گوئی فتنه گران و ضدانقلاب خسته شده اند با جمله ای از یک پسربچه که گفته است وقتی دستشوئی می روم خودم را می شورم، گوهر صداقت و راستگوئی را در او یافته اند و وی را به جای موسوی و کروبی رهبر خود قرار دادند."۱ حتما ماجرای فرنود و شیرین کاری اش در رسانه ملی را طی روزهای قبل شنیده اید.این خبر سایت جهان نیز معطوف به همان ماجراست و گویا نویسنده خبر تعداد بسیار زیاد لایک های صفحه مربوط به این موضوع با عنوان «فرنود راستگو» را استنادی بر تحقیر سران فتنه دانسته است.چراکه تعداد علاقه مند به صفحات آنان این قدر نیست! پر واضح است که اصلا این دو موضوع هیچ ربطی به هم ندارند.زیرا ممکن است صفحه مربوط به فرنود را به عنوان یک مسئله خنده دار خیلی ها که هیچ رابطه ای هم با سران فتنه ندارند لایک کرده باشند و از طرف دیگر آیا فکر نمی کند مقایسه این دو مصداق بارزی از قیاس مع الفارق است؟! اصلا نوشتن این جمله برایم آسان نیست اما با این استدلال پس اگر صفحه مربوط به یک موضوع مقدس (می خواستم مثال بیاورم نتوانستم!) تعداد دوست دارانش کم تر از موضوعی این چنینی بود نشان از ... است؟! علاوه بر این تحقیر سران فتنه و طرد شدن آن ها در جامعه موضوعی اثبات شده است و به نظر می زسد جنین استدلال هایی نه تنها موید این موضوع نیست که قطعا اصل ماجرا راهم زیر سوال می برد. امیدوارم دوستانمان کمی به تفکر و تحلیل وا داشته شوند.
پ . ن [ شنبه 22 مرداد1390 ] [ 1:38 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
ویژگی مشترک محمود احمدی نژاد و عادل فردسی پور توانمند ٬ محبوب ، مغرور و متوهم! حال و روز این روزهای عادل فردوسی پور مجری محبوب و توانمند تلویزیون من را به یاد اوضاع و احوال محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان می اندازد.این روزها انگار یک نقطه مشترک بزرگ بین این دو - که اتفاقا از نظر تفکر سیاسی هیچ قرابتی با هم ندارند - به وجود آمده است! انگار فردوسی پور هم دارد همان راهی را می رود که احمدی نژاد 2 سال قبل رفت و آخرش شد ... احمدی نژاد ۲ سال قبل بگذارید برای روشن شدن موضوع ابتدا برگردیم به 2 سال قبل ؛ 23 خرداد 88.آن روز نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعلام و مشخص شد که دکتر محمود احمدی نژاد با 25 میلیون رای برای یک دوره 4 ساله دیگر رئیس جمهور اسلامی ایران شده است.به نظر من از همان لحظه بود که توده نقش بسته ولی خوش خیم در ذهن رئیس جمهور با برخی تحریکات بیرونی (!) بد خیم شد و متاسفانه رئیس جمهور محبوب و پرتلاش کشور را کشاند به بیراهه ای که هنوز هم باید بگوییم خدا بخیر کند سرانجام این ماجرا را... آن روز احمدی نژاد بی توجه به تمام مسائل موجود در کشور و بدون حتی ذره ای ارزش دادن به افراد زیادی که او را نه به خاطر خودش که به خاطر طریقت آن روزش و دفاع از رهبری انقلاب برگزیده بودند ، به خوابی عمیق فرو رفت و گمان کرد که او یعنی خود خود محمود احمدی نژاد 25 میلیون رای آورده است. عمق این فاجعه را در همان روزها از زبان یکی از نزدیکان رئیس جمهور شنیدم که چنین گفت: "یکی از بچه های بسیجی که خیلی در ستاد دکتر احمدی نژاد تلاش کرده بود نزد رئیس جمهور آمد و گفت: (آقای دکتر!ما برای رای آوردن شما خیلی تلاش کردیم، کتک خوردیم ، شب ها نخوابیدیم و ... . اما امروز تنها یک خواهش از شما داریم و آن هم این است که آقای مشایی را کنار بگذارید.)اما در همین حال آقای احمدی نژاد با دست بر شانه این جوان زدو گفت :" ببین پسرم! من با آقای مشایی رفتم برای انتخابات ثبت نام کردمو حالا هم 25 میلیون نفر به من و آقای مشایی رای داده اند!" تازه آن زمان هنوز مسائل معاون اولی و خطای بزرگ رئیس جمهور در بی توجهی به فرمان رهبر انقلاب به وجود نیامده بود.آن زمان احمدی نژاد محبوب و توانمند –که هنوز هم بر تلاش بی وقفه و خیر خواهانه او تاکید دارم- دچار یک توهم بزرگ شد و دیدیم آن چه را که ای کاش نمی دیدیم.
... و فردوسی پور طی 2 سال گذشته و در پی اتهام زنی های عموما به ناحق و سیاسی به عادل فردوسی پور مجری توانمند و با سابقه تلویزیون و برنامه نود موج عظیمی از حمایت های مردمی و رسانه ای به سمت چهره فتو ژنتیک فوتبال روانه شد و کار را به جایی رساند که نه تنها مدیران صدا و سیما که برخی نمایندگان مجلس و مسئولان سازمان تربیت بدنی هم نتوانستند او و برنامه اش را از روی آنتن تلویزیون به زیر بکشند.این موضوع آن قدر کش و قوس دار شد که در نهایت کار را به جایی رساند که دیگر هیچ کس جرات چپ نگاه کردن به عادل و برنامه 90 را هم ندارد. اما نوع رفتار این روزهای فردوسی پور و مباحثی که در برنامه 90 مطرح می شود حکایت از قرابتی عجیب بین او و رئیس جمهور دارد!رئیس جمهور 2 سال قبل به خاطر دیدگاه ها و یا حد اقل ظاهر آن روزش با استقبال گسترده مردم روبرو شد و بعد در این توهم غرق شد که خود کسی بوده است و امروز فردوسی پور که به خاطر دفاع از حقیقت و رویکرد عادلانه اش مورد استقبال بود ٬ به شخصیتی مغرور تبدیل شده واحساس می کند تمام دیدگاه هایش درست است و اوست تنها کسی که می داند. یکی از مصادیق این موضوع در برنامه دیشب 90 مقابل دیدگان میلیون ها بیننده این برنامه به وقوع پیوست.به طور حتم هیچ کس از حذف وحشتناک تیم ملی امید از مسابقات انتخابی المپیک خوشحال نیست و نمی تواند این فاجعه را بپذیرد. اما آیا درست است که با یک مجموعه استدلال های بی منطق تقصیر این شکست بزرگ را از روی دوش آن ها که باید به جد پاسخگو باشند برداریم و بر عهده آن هایی بگذاریم که هیچ منطقی بر متهم بودنشان دلالت نمی کند؟از این بدتر آن که آقای فردوسی پور با توانمدی قابل تحسین خود در کار رسانه ای و با استفاده از شگردهای اجرا همواره سعی داشت این موضوع را در ذهن مخاطب میخ کوب کند و درنهایت هم می گفت: مردم قاضی اند! استفاده از الفاظ نا مناسب برای افراد ارزشمندی مانند آقای حاجیلو و منصوریان و سخن گفتن همراه با تکه و کنایه درباره این افراد مطمئنا در زمانی نه چندان دیر موجب هبوط مجری توانمند سیما از دل های مردم می شود. من هم به آقای فردوسی پور و هم رئیس جمهور – که احتمالا هیچ کدام این نوشته را نمی خوانند – توصیه می کنم ارزش و جایگاه اقبال عمومی به خود را با حرکات ناپسندو حود بینی های بی اساس خراب نکنید و آن طور نکنید که خدای نا کرده اقبال عمومی به ادبار سراسری بدل شود و شما نیز بروید به جمع خیلی ها که شدند اخراجی!
پس از نوشت نویس: یکی از خواننده های توی نظرش چند سوال و شبهه مطرح کرده بود.با توجه به این که نظر ایشون خصوصی بود اما سوالاش ممکن بود برای خیلی ها وجود داشته باشه جواباشو توی ادامه همین مطلب نوشتم. و یک شعر یاد دارم در غروبی سرد سرد ادامه مطلب [ جمعه 14 مرداد1390 ] [ 23:6 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
ما به مکه می رویم و آن ها شیعیان بحرین را می کشند! این روزها ماجرای بیداری اسلامی در بحرین به شرایط حساسی رسیده است و با هم دستی بیش از پیش آل خلیفه با آل سعود روز به روز بر تعداد کشته شدگان بحرینی افزوده می شود.چندی قبل در یادداشتی به تحلیل جزئی این ماجرا و وظیفه هر کدام از ما "مسلمانان" در این شرایط پرداختم و در این مطلب به یک نکته عملیاتی در این حوزه اشاره می کنم.موضوعی که می تواند هم از سوی متولیان امر در بدنه نظام و از آن مهمتر به وسیله عموم مردم کشورمان پیگیری شود. 1- به نظر می رسد که در شرایط کنونی معادلات بحرین امکان انجام اقدام عملی از سوی نظام جمهوری اسلامی غیر ممکن و بر خلاف مصالح "شیعیان بحرین" است.چراکه شاهد هستیم با وجود این که هنوز هیچ حرکت خاصی فراتر از اطلاع رسانی های معمول رسانه ای از سوی کشورمان انجام نشده است ، هر روز مسئله دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عرب در بوق و کرنا می شود و با سوء استفاده آل سعود و آل خلیفه از 2 تعصب "عربی " و " مذهبی " مردم منطقه برفشارهای وارده به شیعیان بحرین افزوده می شود. بر این اساس حتی اگر مصالح ملی خودمان را در نظر نگیریم ، اقدام عملی نظام جمهوری اسلامی موجب کشتار بیشتر مردم بحرین می شود. 2- اما آیا در این شرایط باید دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا با سرکوب شدن قیام مردم بحرین این حرکت "مبارک" از بین برود و قائله "ختم به مصلحت" شود؟ بی گمان پاسخ خیر است. اما چه باید کرد؟! 3- به نظر می رسد که برای تاثیر گذاری در این معادله باید از قدرت نرم به جای قدرت سخت استفاده کرد. به این صورت که شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که آل سعود به عنوان حامی اصلی آل خلیفه منافع خود را در خطر ببیند و برای کاستن هزینه ها در نوع رفتارش نسبت به مردم بحرین تجدید نظر کند. 4- همه ما می دانیم که رفتن به سفر عمره یک عمل مستحب و نه واجب است و همچنین می دانیم که هر کدام از ما با ورود به سرزمین عربستان علاوه بر هزینه های معمول سفر مانند ورودی کشور مقصد ، بلیط هواپیما ، هتل ، حمل و نقل و ... ، با خریدهای معمولا میلیونی چه سود کلانی را به جیب آل سعود می فرستیم.آیا در این شرایط هم تامین اقتصادی آل سعود که در مراحل بعد تامین بودجه کشتار مردم بحرین رادر پی دارد باز هم برصلاح است؟شاید بگویید بدون در آمدهای حاصل از سفر عمره ایرانیان هم آل سعود توانایی مالی برای ادامه این کشتار بیرحمانه را در اختیار دارد؟اما باید توجه داشته باشیم که زائران ایرانی از محل های اصلی کسب در آمد حکومت عربستان و گردش اقتصادی این کشور هستند و از این رو قطع شدن و یا حتی کم شدن آورده های این محل کسب در آمد ضربه مهلکی به بدنه اقتصادی آل سعود است.بنابر این شکی نیست که آن ها در برابر این شرایط مجبور به واکنش می شوند و نمی توانند نسبت به موضوع بی تفاوت بمانند.در این وضعیت حتی اگر کشتار مردم بحرین پایان نیابد دستاوردهای دیگری مانند تهییج افکار عمومی در داخل عربستان ، مطرح شدن بیش از پیش انتقادها نسبت به رویکرد آل خلیفه در سطح بین المللی و تهدید جدی اقتصاد آل سعود در دراز مدت به دست می آید. [ یکشنبه 4 اردیبهشت1390 ] [ 0:20 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
کشتار بی رحمانه مسلمانان بحرین و ما که "خوابیم"! بعضی اوقات آدم اینقدر بی خیال و - با کمال پوزش مجبورم بگویم - بی غیرت می شود ، که اصلا بعضی چیزها را نمی شنود!!یا وقتی می شنود به هر طریقی که شده خود را بی ارتباط با موضوع نشان می دهد و انگار نه انگار!شاید این وضعیت حکایت این روزهای ما باشد. 1- هر روزنامه ای را که ورق می زنیم در صفحه بین المللش می بینیم و احتمالا می خوانیم که : (آی ملت ! دارند شیعیان بحرین را به فجیع ترین و وحشتناک ترین شکل ممکن می کشند)کانال تلویزیون را که عوض می کنیم در صدر ، ذیل و بعضا هم میانه های اخبار با چشمان خودمان تصاویر حضور نظامیان عربستان ، امارات و قطر برای کشتار شیعیان بحرین را می بینیم و باز هم ...! 2- دوستی دارم که از شیعیان فعال سیاسی و اجتماعی کویت است.بی ربط نگفته ام اگر بگویم که از خیلی از ماها بیشتر دلش برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران می سوزد و با آن که هیچ منفعت مادی ازاین انقلاب نبرده و نمی برد ، هر وقت که مشکلی در کشور پیش می آید مثل سیر و یرکه می جوشد و با پیروزی های ملی ما بی حد و حصر احساس غرور می کند.چند روز قبل با پدرم تماس گرفته بود و مثل "ابر بهار"گریه می کرد.می گفت : نمی دانید چه و ضعیت فجیعی است! 3- همان گونه که رهبر انقلاب هم در سخنرانی ابتدای سال تاکید کردند مساله بحرین هم به طور کامل مثل کشورهای لیبی ، مصر ، تونس و ... فریاد یک ملت برای رسیدن به آزادی و رهایی از چنگال حاکمان مستبد است.شکی نیست که ما نباید مساله بحرین را ماجرای اختلافات شیعه و سنی و درگیری های مذهبی عنوان کنیم که در این صورت نه تنها "دروغ" گفته ایم و در خیال باطل بوده ایم که کمکی شایسته به دشمن کرده ایم.اما چرا در این بین وظیفه ما در قبال مردم بحرین بیشتر است؟ 4- شما هم میدانید که 75 درصد از جمعیت بحرین را شیعیان و 25 درصد را برادران اهل سنت تشکیل می دهند.در حال حاضر تقریبا تمام منصب های دولتی و اختیارات حکومتی توسط جمعیت 25 "غصب"شده است.باز هم تاکید می کنم من قصد ندارم به مساله بحرین از دید شیعه و سنی بنگرم.بلکه این اعداد نشان می دهد که یک جمعیت حد اقلی(می خواهد شیعه باشد یا سنی و یا اصلا مسیحی و کلیمی و ...)بر یک جمعیت حد اکثری حکومت می کنند و این یعنی نقض آشکار دموکراسی.پس بر این اساس می پذیریم که "مردم"بحرین مظلوم و "حاکمان" آن ظالم هستند. 5 - ماجرای بیداری اسلامی با خود سوزی دست فروش تونسی شروع شد و تا مصر ، لیبی ، اردن ، بحرین و ... پیش رفت. در این مسیر اتفاقات بسیار مهمی در کشورهای عربی شمال آفریقا به ویژه مصر و لیبی رخ داد.اما هیچ گاه ندیدیم که نیروهای نظامی دیگر کشورها برای کشتار یک ملت به آن کشور گسیل شود.اما چرا این اتفاق درباره بحرین رخ داد؟پاسخ این سوال کمی طولانی و چند وجهی است.اما در یک جمله کوتاه می توان گفت احساس خطر بسیار شدیدتر "حاکمان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس" در زمینه از بین رفتن منافعشان و تجربه های تلخشان در دیگر کشورها آن ها را به این تصمیم وقیح رساند.چراکه آن ها حتی این خواب را هم نمی دیدند که روزی تمام ملت های عرب علیهشان به پا خیزند و طرح خاور میانه جدیدشان را موجی اسلامی به تفکری باطل تبدیل کند. 6- وجود پایگاه پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین نشان از اهمیت استراتژیک این کشور و میزان اطمینان و دل بستگی آمریکایی ها به حاکمان بحرینی دارد.از این رو خروش ملت بحرین برای آن ها بسیار گران تمام شده است و به همین دلیل با سانسور گسترده اتفاقات بحرین در رسانه حاضر شده اند "آبرو و اعتبار بین المللی " خود را برای حفظ آل خلیفه خرج کنند. 7 - اما کاری که ما می توانیم و باید در این شرایط انجام دهیم چیست؟آیا باید رخت رزم پوشید و به میدان لولو رفت؟یا باید لباس و آذوغه برای مردم بحرین ارسال کنیم؟هر چند اگر لازم باش در شرایط وِیژه باید این کارها را هم انجام دهیم.اما به نظر من "حداقل" در حال حاضر می توانیم با طرح گسترده این موضوع در فضای رسانه ای ، نقشه آمریکایی ها را در حد توانمان نقش برآب کنیم و با امید به رحمت الهی منتظر سقوط حاکمان ظالم از سراسر جهان باشیم که این همانا آمادگی برای ظهور امام زمان (عج) است.علاوه بر این دولت و وزارت خارجه نیز موظف هستند به جد برای جلوگیری از کشتار مسلمانان بحرین و نمایان کردن ظلم آل خلیفه تلاش کنند که این مساله و وظایف دولت نیز بحثی مطول و خارج از موضوع این یادداشت است. [ سه شنبه 9 فروردین1390 ] [ 13:40 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
دل نوشته های یک جوان دوست دار نظام اسلامی
آقایان مراقب باشید به زباله دان تاریخ نپیوندید
این روزها فضای پر التهاب و تنش سیاسی کشور که تنها ثمره آن کم رنگ شدن دستاوردهای بی نظیر ۳ دهه پس از پیروزی شکوهند انقلاب اسلامی است خاطر بسیاری از دوست داران نظام را مشوش و دل آن ها را رنجور ساخته است. به نظر خیلی ها ماجرا از یک روز پس از انتخابات و طرح ادعای تقلب از سوی طرف شکست خورده آغاز شد.عده ی دیگری نیز معتقداند داستان از هفته های قبل از آن و در برحه حساس تبلیغات انتخاباتی کلید خورد. اما به نظر من آن چیزی که کم تر کسی به آن توجه می کند این است که ریشه های این ماجرا نه بعد و نه قبل از انتخابات بلکه از سال ها قبل و به شکل های مختلف شروع به روییدن کرد تا به این جا که در این شرایط پر التهاب کشور و به واسطه یک انتخابات حساس سر از زمین بیرون آورد و به این اتفاقات انجامید. در این مقال قصد باز کردن این زخم های قدیمی و مطرح کردن موضوعات بی فایده را ندارم و تنها هدفم این است که به عنوان یک جوان دوست دار نظام جمهوری اسلامی گوشه ای از نظرات خود را باز گو کنم. ۱- در وهله اول باید توجه داشت که در این شرایط حساس بیشترین بهره را از فضای پر التهاب کشور دشمنان و مخالفان نظام اسلامی و آن افرادی می برند که سال ها به فکر پایمال کردن خون شهیدان گلگون کفن انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس بودند و آن چیزی که در پایان برای کشور باقی خواهد ماند ضربه های شدید سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی و هم چنین از بین رفتن و جهه جمهوری اسلامی در سطح بین الملی ، منطقه ای و حتی داخلی خواهد بود. بنابر این موضوع می توان گفت تمامی کسانی که با هر نام و تحت لوای هر پرچمی چه اصول گرا و چه اصلاح طلب چه کیهانی و چه اعتمادی و ... با اشتباهات خود باعث ضربه زدن به آرمان های ملت ایران می شوند مقصر بوده و باید از درگاه الهی و پیشگاه ملت غیور ایران طلب پوزش کنند. باید توجه کرد که فضای فتنه و التهاب قبار آلود است و در این فضاست که اشتباهات به حداکثر می رسد و شناخت حق از باطل دشوار می شود.بنا بر این باید هر چه زودتر به فکر از بین بردن قبار از فضای کشور باشیم. ۲- پیروی از ولایت فقیه به عنوان رهبری سیاسی و دینی امت اسلامی در این شرایط تنها راه برون رفت از بحران و غرق نشدن در باطلاغ فتنه است. متاسفانه طی سال های بعد از انقلاب اسلامی به دلیل توجه نداشتن به موضوع افزایش بصیرت مردم و باز گو کردن چند باره احکام شرایط و وظایف ولی فقیه ، ابهام های متعددی درباره این جایگاه در اذهان مردم به جای مانده است. من در این مجال تنها به بیان این مطلب که ما ولی فقیه را منهای عصمت پذیرفته ایم بسنده می کنم و برای آن دسته افرادی که قصد کسب اطلاعات بیش تر در این باره و کسب آگاهی بیشتر درباره این موضوع دارند پیشنهاد می کنم به سایت سردبیر به نشانی http://www.sardabir.com/ مراجعه کنند. بنابر این در این شرایط همه افرادی که چه با بی توجهی به توصیه های مقام معظم و رهبری و استفاده نکردن از موقعیت هایی که ایشان به آن ها دادند و چه آن افرا دی که با حرکت به اصطلاح جلوتر از رهبر باعث تشویش خاطر مقام معظم رهبری و سخت تر شدن شرایط شدند مسئول هستند. ما شاهد این هستیم که مقام معظم رهبری در سخنرانی های بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم بار ها و بار ها به موضوع وحدت و گسترش دایره نظام تاکید داشتند در حالی که عده ای به تعبیر ما کیهانی که دعایه پیروی از ولی فقیه نیز دارند همواره بی توجه به این فرموده مقام معظم رهبری سعی در تنگ تر کردن دایره نظام و حذف عناصر مخالف داشتند. در این شرایط طرف های شکست خورده انتخابات نیز با بی توجهی به فرصتی که نظام جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری به آن ها داده بود هیچ تلاشی برای جبران اشتباهات گذشته خود و بر طرف کردن قبار از فضای کشور نداشتند در حدی که کار را به فرموده مقام معظم رهبری به مردودی نخبگان رساندند. آقایانی که این همه بر طبل آرمان های امام وانقلاب می کوبید آیا وقت آن نرسیده که در پیروی از ولی فقیه زمان خود برای ایجاد وحدت و آرام کردن فضای کشور اقدام کنید؟ آیا وقت آن نرسیده که به فکر جبران اشتباهات گذشته خود بیفتید و برای اظافه نشدن به جرگه خوارج نظام اقدامی کنید؟ روی کلام من با هر دو طرف مقصر در ماجراست. آقایان ملت از اشتباهات شما نخواهد گذشت.تا به کی می خواهید دل رهبر انقلاب را خون کنید؟فضای التهاب و قبار آلود مردم را خسته کرده است. بیاید دل در گرو انقلاب داده بدون در نظر گرفتن منافع شخصی و با تبعیت از قانون به فکر اصلاح امور باشید.بدانید این کشور و نظام در پرتو عنایات الهی تا در اختیار گذاشتن پرچم اسلام به دست امام زمان (عج) پایدار خواهد ماند و در این بین تنها شما هستید که هم چون بنی صدرها و رجوی ها و پیش از آن پهلوی ها و قاجارها و که و که به زباله دان تاریخ می پیوندید و اثری ازتان باقی نخواهد ماند. ۳- همان گونه که به آن اشاره شد مقام معظم رهبری در سخنان پس از انتخابات خود بارها و بارها موضوع وحدت وباز گزاشتن دایره نظام برای ورود افراد را مطرح کردند.بنابر این موضوع همه افرادی که ادعای دوست داری نظام اسلامی را دارند باید با مشخص کردن موضع خود نسبت به نظام اسلامی به جرگه خودی ها بپیوند و هم چنین عده ای دیگر که گویا گمان می کنند نظام ارث پدری آن هاست راه را برای ورود همه علاقه مندان به نظام اسلام باز گزارند تا هر چه زودتر شر فتنه از سر کشور عزیزمان برطرف شود. ۴- آزادی فضای رسانه و مطبوعات باید به عنوان اصلی اجتناب نا پذیر برای توسعه و رسیدن به اهداف بلند انقلاب اسلامی مد نظر باشد.متاسفانه در شرایط فعلی با سیاسیت های اشتباه دولت در این زمینه کشور ضربه های زیادی را تحمل می کند که شاید بارز ترین آن بی اعتماد شدن مردم نسبت به رسانه ملی و تبدیل شدن این ابزار قدرتمند جنگ نرم به یک تلویزیون دولتی است. باید توجه داشته باشیم که این موضوع همواره در سال های بعد و قبل از انقلاب اسلامی به عنوان ضعفی بزرگ در کشور ما مطرح بوده و تنها مختص به این زمان و دولت خاص نیست.– هر چند که هم اکنون در یکی از بدترین شرایط است.-حتی در زمان دولت اصلاحات و رئیس جمهوری آقای خاتمی که عده ای تفکر می کنند فضای رسانه ای کشور باز بود ما شاهد این بودیم که خروجی رسانه ها یک حرف را میزند و خبری از نقد شفاف دولت در زمینه های حساس نیست. در این مجال به گفتن همین موضوعات بسنده می کنم و امیدوارم با عنایت توفیقات الهی در زمان های دیگر نیز فرصتی برای نوشتن پیدا کنم. تا بعد....
[ دوشنبه 14 دی1388 ] [ 1:42 ] [ محسن هوشمند ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |